شادى نفيسى
69
عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى )
قادرى كه از قدرت درك و خواستههاى بشر به دور است معرفى مىكند كه « آقاى » بندگانش است نه پدر فرزندانش ، حكم كنندهاى است كه عدلش بر گناهكاران فرود مىآيد و رحمتش كسانى را كه با توجه ، از خشمش بپرهيزند ، در برمىگيرد . از نظر او ، اين چنين خدايى پيش از آن كه پروردگار « دوستى » باشد ، پروردگار « ترس » است . « 1 » اين بار ، در صحت انتساب قرآن و احكام به وحى ترديد نمىشود ، بلكه با ارائهء سيمايى ناخوشايند از اسلام ، آن را در تضاد با روح و روان و عقل قرار مىدهند تا افراد از انتساب به اسلام احساس حقارت و خفت كنند . تا پيش از طرح اين گونه مباحث ، انديشمندان اسلامى ، كمتر از حكمت يا علل تشريع احكام سخن مىگفتند ، خصوصا آن كه مبناى عبادات را تعبد مىدانستند كه بنده بايد دستور پروردگارش را از روى اطاعت و تعبد محض به جا آورد ، بدون آن كه عملش متوقف بر دانستن اسرار و حكمتها و معانى آن اعمال باشد . « 2 » در برابر اين اشكالها ، براى دفاع از حقانيت اسلام و محسنات تشريع احكام و اثبات صلاح و مصلحتى كه در آنها نهفته است ، آثار متعددى تأليف شد . در اين مقام ، احاديث و آيات اندكى وجود دارند و اين اندك نيز تنها به اجمال به حكمت احكام اشاره كردهاند . ناگزير انديشمندان اسلامى با پاى عقل و با ابزار علم جديد ، كه به سرعت در حال اصلاح و تكامل است ، در اين وادى گام زدهاند . از آن جا كه اين احكام موضوعاتى قرآنى هستند ، بحث دربارهء آنها در زمرهء تفسير قرار مىگيرد . عبده از جملهء كسانى است كه سعى داشتهاند فلسفههاى دنيايى و اجتماعى مقررات اسلامى را نيز روشن نمايند . « 3 » مفسران ديگر نيز به تناسب آيات و موضوع مورد بحث ، در اين باره سخن گفتهاند . بحثهاى سيد قطب در تفسير فى ظلال القرآن ، دربارهء مفهوم جهاد حقيقى در اسلام و دفع شبهات در مورد حكومت قهريهء اسلام و اجبار مردم در عقيده ، از اين جمله است . « 4 » فلسفة الفرائض و العبادات
--> ( 1 ) . محمد البهى ، الفكر الاسلامى الحديث وصلته بالاستعمار الغربى ، ص 218 . ( 2 ) . صلاح عبد الفتاح الخالدى ، فى ظلال القرآن دراسة و تقويم ، ج 2 ( المنهج الحركى فى ظلال القرآن ) ، ص 180 . ( 3 ) . حميد عنايت ، سيرى در انديشهء سياسى عرب ، ص 146 ؛ محمد جواد صاحبى ، انديشه اصلاحى در نهضتهاى اسلامى ، ص 150 . ( 4 ) . سيد قطب ، فى ظلال القرآن ، ج 7 ، ص 431 - 1451 .